معرفی

مصاحبه با علی قنبری، فارغ‌التحصیل فنی با چهار رتبۀ تک‌رقمی!

photo_2016-07-30_12-14-03

انجمن علمی دانشجویی مهندسی معدن دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران با هدف معرفی رتبه‌های برتر کنکور کارشناسی ارشد و به منظور بهره‌گیری سایر دانشجویان و داوطلبان از تجربیات موفق این افراد در زمینۀ کنکور، اقدام به مصاحبه‌ای دوستانه با یکی از برترین‌های کنکور امسال و چهرۀ درخشان دانشکدۀ مهندسی معدن دانشگاه تهران کرده است: علی قنبری.

photo_2016-07-30_12-14-03

با این گفتگو همراه باشید.

۱. ضمن عرض تبریک موفقیت در کنکور، لطفا رتبۀ خود را در گرایش‌های مهندسی معدن ذکر کرده و درصد دروس مختلف کنکور را بیان کنید؟
در ابتدا از شما تشکر می‌کنم که بنده را لایق این مصاحبه دانستید. امیدوارم حرف‌هایی که در ادامه زده می‌شود، حمل بر تبختر و تفاخر از جانب بنده نباشد و هدف از این صحبت‌ها صرفاً ایجاد انگیزه یا خرده کمکی، حتی برای یک نفر، تلقی شود.

رتبۀ بنده در گرایش‌های کنکور ۹۶ به این ترتیب است:
مکانیک سنگ: رتبۀ ۱
محیط زیست: رتبۀ ۲
اکتشاف: رتبۀ ۳
استخراج: رتبۀ ۸
فرآوری: رتبۀ ۱۱
درصدهای دروس:
زبان: ۴۵درصد
ریاضیات: ۳۴درصد
مقاومت مصالح: ۶۵درصد
مکانیک سیالات: ۶۷درصد
زمین شناسی: ۳۴درصد
اختصاصی مکانیک سنگ: ۵۵درصد

۲. در مقطع لیسانس در چه گرایشی تحصیل می‌کردید و با چه معدلی فارغ‌التحصیل شدید
گرایش مکانیک سنگ، با معدل فارغ‌التحصیلی ۱۵/۶۱

۳. در حین مطالعه برای کنکور شاغل بودید یا دانشجو؟
من واحدهایم را تمام کرده بودم تا یک سال را آزاد باشم. در ضمن باید بگویم ازآنجاکه جزء ده درصد برتر ورودی بودم، می‌توانستم بدون شرکت در کنکور، گرایش محیط زیست را در مقطع ارشد ادامه دهم؛ ولی انصراف دادم؛ چون برای ادامۀ راه، به چیزی مانند کنکور برای جمع‌بندی و یادآوری دروس کارشناسی نیاز داشتم.

۴. آیا در کلاس‌های کنکور و آزمون‌های آزمایشی موسسات آمادگی کنکور شرکت کردید؟
خیر، من در هیچ کلاس آمادگی و در هیچ آزمونی شرکت نداشتم.

۵. از چه زمانی شروع به مطالعه دروس نمودید و به طور متوسط روزانه چه مقدار مطالعه داشتید؟
تقریباً از آذرماه شروع به مطالعه دروس کردم و روزانه به طور متوسط بین ۳ تا ۴ ساعت مطالعه می کردم؛ فقط در ماه آخر یکی‌دو ساعت بیشتر به زمان مطالعه اختصاص دادم.

۶. کتاب‌ها و منابع پیشنهادی شما در هر یک از دروس رشته مهندسی معدن کدام‌اند؟
دربارۀ کتاب‌ها باید بگویم که منابع من مختلف بودند: مثلاً برای ریاضیات از کتاب‌های مسعود آقاسی استفاده کردم یا برای مقاومت و سیالات از سری کتاب‌های پوران پژوهش. برای دروس زمین‌شناسی هم از کتب و جزوات ارائه‌شده برای تدریس استاد بهره بردم. در درس های اختصاصی هم صرفاً به جزوۀ درسی استاد اکتفا کردم.

۷. و سخن آخر؟
سخن آخر اینکه:
گاهی گمان نمي‌کنی ولی خوب می‌شود
گاهي نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود
گه جور می‌شود خود آن بی‌مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می‌شود
گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود
گاهی تمام آبی اين آسمان ما
يکباره تيره گشته و بی‌رنگ می‌شود
گاهی نفس به تيزی شمشير می‌شود
از هرچه زندگيست دلت سير می‌شود
گويی به خواب بود جوانی‌مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دير می‌شود
کاری ندارم کجايی چه می‌کنی
بی‌عشق سر مکن که دلت پير می‌شود

با آرزوی موفقیت برای تمام دانشجویان و آینده‌سازان میهن عزیزمان


دانشکده فنی

Fanni

دانشکده فنی دانشگاه تهران با حدود هشتاد سال قدمت، مهد مهندسی کشور و مادر دانشگاه‌های صنعتی ایران محسوب می‌شود.این دانشکده از آغاز تاکنون با پذیرش استعدادهای برتر افتخار دارد جمع کثیری از دانشمندان و متخصصان کشور را که بسیاری از آنان نقش بسزایی در راه‌اندازی و تداوم حرکت چرخ‌های صنعت کشور و پذیرش مسئولیت‌های سنگین در اداره مملکت دارند، تربیت کرده است.بسیاری از این دانش‌آموختگان نیز قدم فراتر از این گذاشته و پرچم علم و دانش را در عرصه‌های پیشرفته علم و تحقیق، در سطح جهانی و بین‌المللی برافراشته‌اند.

پس‌ از تاسيس‌ دانشگاه‌ تهران‌ در سال‌ ۱۳۱۳، دانشكده‌ فني‌ به‌ عنوان‌ يكي ‌از دانشكده‌‌هاي‌ شش‌گانه‌ دانشگاه، ‌به‌ همت‌ و تلاش‌ خستگي‌‌ناپذير پروفسور محمود حسابي‌ تاسيس‌ شد و از مهرماه‌ همان‌ سال‌ فعاليت‌ خود را آغاز نمود.به‌ علت‌ عدم‌ وجود محل‌ خاصي‌ براي‌ استقرار دانشکده فني‌، طبقه‌ دوم‌ مدرسه‌ دارالفنون به عنوان دانشکده فني مورد استفاده قرار گرفت.در همين‌ سال (۱۳۱۳)،‌ از بين‌ ۱۰۰ نفر از فارغ‌‌التحصيلان‌ دبيرستان‌ها، ۴۰ نفر دانشجو در رشته‌‌هاي مهندسي‌ راه‌ و ساختمان‌، مكانيك‌، برق‌ و معدن‌ از طريق‌ كنكور پذيرفته‌ شده و تحصيل خود را آغاز نمودند.


دانشگاه تهران

UT_2

افتخارات عظیم و باشکوه تاریخ تمدن و فرهنگ ایران زمین، بیانگر وجود مراکز دانش، معارف ، مطالعه و تحقیق در انواع علوم بوده است.مراکز برجسته علمی همچون مدرسه نصیبین و دانشگاه جندی شاپور در ایالت خوزستان که در سال پانصد و سی میلادی به فرمان خسرو انوشیروان تاسیس یافت و تا زمان عباسیان دوام داشت ، دلیلی براین مدعاست.همچنین دانشمندان دوره اسلامی همچون:ابن سینا، زکریای رازی،ابوریحان بیرونی و…در ارتقای تفکر و تعالی مدارج سیر و سلوک جامعه بشری در سطح جهان شناخته شده هستند.از دوران صفویه انتقال اصول علوم و معارف جدید از اروپا آغاز شد،تا اینکه اولین مدرسه جدید در سال ۱۲۱۲ در ارومیه آغاز به کار کرد.  .

اندیشه ایجاد مرکزی برای آموزش عالی در ایران و به تعبیر دیگر دانشگاه ، نخستین بار با تاسیس دارالفنون درسال ۱۲۳۰ ه.ش. با رشته های مهندسی، داروسازی،طب و جراحی،توپخانه ،پیاده نظام ، سواره نظام و معدن شناسی به  همت میرزاتقی خان امیرکبیر عملی گردید. دارالفنون گرچه توسعه  نیافت اما تجربه مغتنمی پیش روی کسانی که در آرزوی آشنایی ایرانیان  با دانش های جدید وپیشرفت های اروپائیان در صنعت ، اقتصاد، سیاست  و… بوده اند، قرار داد. با عطف به این تجربه درسال  ۱۳۰۷ ه.ش دکتر محمود حسابی پیشنهادراه اندازی مرکزی جامع همه  یا اغلب دانش ها را با وزیر وقت فرهنگ ، دکترعلی اصغر حکمت ، در میان نهاد.

در بهمن ماه سال ۱۳۱۲ شمسی، جلسه هیات دولت وقت تشکیل و در آن در زمینه آبادی تهران و زیبایی و شکوه ابینه، عمارات و کاخهای زیبای آن سخن به میان آمد. مرحوم فروغی که در آن روز ریاست وزراء را برعهد داشت از یک سو و دیگروزیران از سوی دیگر زبان به تحسین و تمجید شهر گشودند و برخی از آنان برای جلب رضایت شاه در این مقال، عنان از کف بدادنداما دراین میان مرحوم علی اصغرحکمت ، کفیل وزارت معارف،  بی آنکه پیشرفتهای پایتخت را نادیده انگارد با لحنی محتاطانه چنین گفت:«البته که در آبادی و عظمت پایتخت شکی نیست » ولی تنهانقص آشکار آن اینست که «انیورسته»ندارد و حیف است که در این شهر نوین ازاین حیث از دیگر بلاد بزرگ عالم، واپس ماند». این سخنان ارزشمند تاثیر خودرا بر جای نهاد و بی درنگ مقبول همگان افتاد. از این رو آنان با تخصیص بودجه اولیه ای به میزان ۲۵۰۰۰۰ تومان به وزارت معارف اجازه دادند تا زمین مناسبی برای تاسیس دانشگاه بیابد و ساختمان آنرا در اسرع وقت پدید آورد. علی اصغر حکمت بی درنگ دست به کار شد و جستجو برای مکان یابی مناسب دانشگاه را با کمک و مشاوره آندره گدار، معمار چیره دست فرانسوی که در آن روزگار به عنوان مهندس در خدمت وزارت معارف بود آغازکرد. آنان پس از جستجوی بسیار در میان ابنیه، باغها و زمینهای فراوان آنروز اطراف تهران باغ جلالیه را برای احداث دانشگاه برگزیدند. در همین حال بر خلاف امروز که یافتن زمین مناسب در شهر تهران برای ایجاد دانشگاهی عظیم تقریباً ناممکن است، در آن روزها زمینهای فراوانی وجود داشت که صاحبان آنها نه تنها در فروش آنها امساکی نداشتند بلکه برای واگذاری به چنین مؤسساتی که مسلماً سود کلانی هم بدنبال داشت، سر و دست می شکستند. از همین رو بود که گروهی از مالکین اراضی بهجت آبادباسوء استفاده هایی نظر وزیر مالیه وقت را جلب کرده بودند که زمینهای آنهارا برای تاسیس دانشگاه خریداری نماید. در حالی که به نظر موسیو گدار عرصه آن زمینها تنگ و موقعیت آنها سیل گیر بود و برای تاسیس دانشگاه به هیچ روی مناسب نبود. با این همه مرحوم داور رجحان در جلسه هیات دولت به سختی برخرید اراضی بهجت آباد پای فشرد و نظر بیشتر اعضاء را جلب کرده و سرانجام دولتیان، بهجت آباد را برگزیدند. در همین حال که علی اصغر حکمت دلشکسته وناامید ناظر ماجرا بود، رضا شاه وارد شد و پس از اطلاع از موضوع با قلدری خاص خود اوضاع را برهم زد و گفت:« باغ جلالیه را برگزینید. بهجت آبادابداً شایسته نیست عرصه آن کم و اراضی آن سیل گیر است. دولتیان در برابراین سخنان قاطع، زبان در کام کشیدند و احدی دم برنیاورد.

باغ جلالیه در شمال تهران آنروز ما بین قریه امیرآباد و خندق شمالی تهران قرار داشت. این باغ زیبا که پوشیده از درختان کهنسال مثمر و غیرمثمر بود، در حدود ۱۳۰۰٫ق در واپسین سالهای حکومت ناصرالدین شاه قاجار به فرمان شاهزاده ای به نام جلال الدوله بنا یافته و در آن روز در مالکیت تاجری ترک به نام حاج رحیم آقای اتحادیه تبریزی بود. به هر حال باغ جلالیه از قرار متری ۵ ریال وجمعاً به مبلغ ۱۰۰۰۰۰ توامان از این تاجر خریداری شد و موسیو گدار به سرعت مامور تعیین حدود، نرده گذاری، طراحی و اجرای عملیات ساختمانی در آن شد. در همین حال پانزدهم بهمن ماه ۱۳۱۳٫ ش لوح یادبود تاسیس دانشگاه با حضورمقامات دولتی در محلی که اکنون پلکان جنوبی دانشکده پزشکی است در دل خاک به امانت گذاشته شد.

طراحی پردیس دانشگاه را نیز همان معمار فرانسوی بر عهده گرفت. وی نخست طرح خیابانهای اطراف و داخل دانشگاه را ارائه کرد و پس از تایید در پانزدهم بهمن ۱۳۱۳، عملیات اجرایی با کاشت نهال های درختان سایه گستر و با شکوه چنار در کنار خیابانها آغازشد.

تاسیس دانشگاه تهران که باآغازآشنایی جدی ایرانیان بامغرب زمین مقارن افتاده بود این دانشگاه را به بستر اصلی ارتباط باتمدن مغرب زمین و علوم جدید تبدیل کرد. از آغاز فعالیت های  آموزشی دانشگاه تهران ، تاکنون ، همواره افراد شایسته و شخصیتهای برجسته و چهره های صاحب نامی در آن به تدریس یا تحصیل پرداخته اندکه در اینجا با صرف نظر از اسامی فعالان کنونی در عرصه های  سیاست ،اجتماع، علم و هنر، فقط به نام چند تن از درگذشتگان اشاره می شود.

استاد جلال الدین همایی ، عبدالعظیم  قریب ،بدیع الزمان فروزانفر، پروفسور محمود حسابی ، استاد علی  اکبر دهخدا، دکترمحمد معین ، مهندس مهدی بازرگان ، شهید دکتر مصطفی چمران ، دکتر یداله سحابی ، شهید دکتر محمد مفتح ، استاد شهید مرتضی مطهری ، دکترعبدالحسین زرین کوب ، دکتر کریم ساعی ، دکتر احمد حامی و….

پردیس دانشگاه تهران که از جنوب به خیابان انقلاب ، از شمال به  خیابان پورسینا و از شرق و غرب به ترتیب به خیابان های قدس و ۱۶ آذر محدوداست در سال ۱۳۱۳ ه.ش در مساحتی به وسعت ۲۱ هکتار تاسیس  شد. دراین مجموعه ساختمان دانشکده های

هنرهای زیبا، ادبیات و علوم انسانی، علوم،فنی،حقوق و علوم سیاسی،پزشکی، دندانپزشکی ، داروسازی و ساختمان کتابخانه مرکزی – که از مهم ترین کتابخانه های کشور به شمار می آید – ومسجد دانشگاه واقع شده است . سازمان مرکزی دانشگاه، اداره امور دانشجویی ، مرکز بهداشت و درمان دانشجویان، دانشکده محیط زیست ، جغرافیا،و… نیز در خیابان های اطراف  دانشگاه قرار دارند.  دانشکده های علوم اجتماعی ، علوم تربیتی، کوی دانشگاه، اقتصاد،الهیات و معارف اسلامی به ترتیب در امیرآباد شمالی وخیابان مطهری واقع شده اند. هم چنانکه شماری دیگر از دانشکده هاو مراکز تحقیقاتی و پژوهشی دانشگاه تهران در بیرون از تهران درشهرهای قم ، کرج ، پاکدشت ، ساری ، چوکا و نشتارود واقع شده اند.درسال۱۳۷۰ه.ش دانشکده های: پزشکی، دندان پزشکی و داروسازی از دانشگاه تهران جدا شدند و دانشگاه علوم پزشکی تهران را تشکیل دادند.

و امروز دانشگاه تهران در میان موسسات و سازمان های وابسته به آموزش عالی کشور از هرحیث و از هر نظر از جایگاهی رفیع بهره مند است . در واقع  اگرمتغیرهایی چون سابقه و قدمت ، تدریس استادان بنام و بلند مرتبه ،تحصیل دانشجویان ممتاز، کثرت دانشجویان ، استادان و کارکنان ،ارزش مدارک تحصیلی در کشور و خارج از آن ، پیوند و تعامل با دستگاههای اجرایی و موسسات و شرکت های صنعتی ، اداری ، اجرایی  و…،داشتن کتابخانه ها و آزمایشگاه های غنی و مجهز، تعدد رشته ها و دانشکده ها و موسسات پیوسته و وابسته ، واقع شدن در پایتخت  و در مرکز شهر و… را ازمعیارهای تعیین اعتبار و اهمیت یک دانشگاه  برشماریم ، بی گمان دانشگاه تهران را باید معتبرترین و مهم ترین  دانشگاه های کشور دانست . بی جهت نیست که از این دانشگاه با تعبیر((دانشگاه مادر))و((نمادآموزش عالی )) یاد شده است .

www.ut.ac.ir  منبع :